4-40

خرید بک لینک

امکانات وب

جیرهی روز پنجم جشنواره فیلم فجر: نقد فیلم نفس

نویسنده و کارگردان: نرگس آبیار؛ کسی که از سال پیش و با فیلم شیار، میشناسمش.

بازیگران: بازیها به مانند فیلم تصنعی و کاریکاتور است. یعنی چه؟ یعنی اینکه مثلاً تصور شما از یک پدرِ مهربانی که فقیر هم هست، چیست؟ یا تصورتان از یک معلمِ خشن چیست؟ دقیقاً بازیگران، این تصورات را با غلو به اجرا میگذارند. گریمِ مهران احمدی چیزیست در حد فاجعه. طراح چهرهپردازی فقط یک گلاهگیس گذاشته روی سر مهران احمدی و اسمش را هم گذاشته گریم. همین قضیه، در مورد جمشید هاشمپور هم اتفاق اُفتاده؛ گو اینکه بازیگران در پی اجرای نمایشی روحوضی و شامورتیبازیاند.

داستان: دختربچهی بدبختی مثل کوزت را تصور کنید که هر که از راه میرسد شروع به فحاشی و کتک زدنش میکند.

نقطهی ضعف: فیلم به قدری آشفته و در هم و بر هم است که بعد از نیمساعت مدام از خودت میپرسی خب که چه؟ سکانسها گاه به قدری مغشوش و بیربط به هم سنجاق شدهاند که درست به این میماند که به یکباره از آب گرم توی آب سرد پرتاب شوی. مثلاً در سکانسی خانم معلم، وقتی میبیند دختربچه کفشش پاره شده، چکمهای برایش میخرد [نکته جالب آنکه پیش از این خبری از برف و کوه نیست] و بعد فیالفور لانگشاتی از کوهستانِ برفی و تعدادی سگ داریم که به دخترِ بدبختِ قصهی ما حملهور میشوند. بعدش با یک شیفتِ مضحک، زن و شوهری نشان داده میشود که مثلاً جان دخترکِ مفلوک را نجات دادهاند و قصه سگها و چکمه همینجا تمام میشود. بیشمار از این دست سکانسهای پینهدوزی شده در فیلم وجود دارد. از طرفی، این همه تصنع و کلیشه در نشان دادن شخصیتِ توسریخور از دختربچه، گاه بدل به کاریکاتور میشود. راه و بیراه هر کسی که از راه میرسد باید این بچهی بیچاره را کتک بزند تا تماشاگر همذاتپنداری کند و زار زار بگرید به حالِ این دخترکِ دربهدر. و واقعاً وقتی به کلیت فیلم نگاه کنی، اساساً چنین سکانسهایی فقط و فقط کارکردِ پیاز و چشم دارند و لاغیر. به علاوه، اینکه فیلم از ابتدا تا انتها با نریشن روایت میشود بیشتر به این میماند که از روی کتابی، دارد قصهای خوانده میشود و ما فقط یکسری تصاویری میبینیم تا صرفاً در فضای آن قصه قرار بگیریم. درستترش این است که این فیلم مانند کتابِ قصهی گروه سنی زیرِ پنج سال است که هر صفحهاش چند خط نوشته دارد و مابقیش پر شده از نقاشی. به هر میزان که کارگردانی به چنین فضایی نزدیک شود خود گواهیست بر عدم تسلط و توانایی در شخصیتپردازی. چرا؟ چون،وقتی منِ نوعی نمیتوانم با زبانِ سینما، آدمها را تعریف کنم؛ به مددِ نریشن چنین باری را از دوشم برمیدارم و شروع میکنم به نقلِ اینکه فلان کس اخلاقش اینطور و رفتارش آنطور است و قسعلیهذا.

نمرهی من: از ده، دو میدهم؛ فقط برای اینکه فیلم مشروط نشود.

این سو...

ما را در سایت این سو دنبال می‌کنید

برچسب: 4,40 screw,4,40 tap drill,4,40 clearance hole,4,40 tap drill size,4,40 screw size,4,40 license,4,40 thread,4,40 tap,4,40 set screw,4,40 unc, نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 12:58

صفحه بندی