جیرهی روز هشتم جشواره فیلم فجر: فیلم وارونگی
نویسنده و کارگردان: بنهام بهزادی؛ کارگردانی که با فیلم تنها دو بار زندگی میکنیم با او آشنا شدم فیلمی که جز محبوبترین فیلمهای دههی هشتادم به حساب میآید. گرچه، بعدها فیلم قاعده تصادف را هم ساخت.
داستان: در نتیجهی آلودگی و وارونگی هوای تهران، دکتر به پیرزنی توصیه میکند که برای زندگی عازم شمال شود. نیلوفر که از خواهر و برادرش، هم کوچکتر و هم مجرد است گزینه مناسبی برای همراهی مادر به نظر میرسد.
بازیگران: از سحر دولتشاهی بازی یکدست و به نسبت متفاوتی میبینیم هر چند به نظرم گزینه مناسبی برای بازی در این نقش به حساب نمیآید. از مابقی بازیگران از جمله علی مصفا بازیهایی که به چشم بیایید، نمیبینیم.
نقطه ضعف: هرچند، سیرِ کُند و تحولِ شخصیتِ نیلوفر در نوع خود جاذبههایی دارد اما گرهافکنیها و گرهگشاییها آنچنان منطقی ندارد. ترجیحم این است که بهزادی را با فیلم تنها دوبار زندگی میکنیم به یاد بیاورم و نه با این فیلمی که رو به سراشیبیست. ساختار و اسکلتِ اصلی فیلم بر چالشهای اخلاقی بنا نهاده شده؛ چالشی اخلاقی که در نتیجه وارونگی هوا به وجود میآید. اما، یک بار ما با نفس چنین چالشِ اخلاقیای مواجه هستیم و بار دیگر با فرم و نحوهی بیان چنین روایتی! در اینجا، چگونگی اجرا و بیان آن، مساله است. اجرا، آنچنان قوت و انسجامی ندارد که بیدرنگ در ذهنِ مخاطب پرسش و دغدغه ایجاد کند. از دیگر سو، علاوه بر داستان اصلی، با داستان فرعیِ بازگشت سهیل، عشق قدیمی نیلوفر هم مواجه هستیم. ضعف در پرداخت شخصیت سهیل، باعث شده در عمل فقط با حضور فیزیکی او رو به رو باشیم بیاینکه چنین حضوری همراه با تنش چندانی باشد. ضمن اینکه، در قریب به پنجاه دقیقهی نخست فیلم هیچ چالشی رخ نمیدهد و تازه بعد از این است که ما با نقطه آغازِ قصه درگیر میشویم و میبایست چنین اتفاقی زودتر به نمایش گذاشته میشد تا موجب کسالتآور بودن نیمهی اول فیلم و طولانی شدن زمان آن نشود.
نمرهی من: از ده، چهار میدهم.
این سو...