جیرهی روز آخر جشنواره فیلم فجر: نقد فیلم لانتوری
نویسنده و کارگردان: رضا دُرمیشیان؛ کارگردانی که سال قبل و در آغاز راه با عصبانی نیستم به فهرست فیلمهای توقیفی پیوست.
داستان: چرخ زندگی پاشا با زورگیری و دزدی میچرخد تا اینکه با مریم آشنا میشود: مریمی که عکاس خبریست و همیشه سراغ سوژههای جنجالی میرود از جمله آنکه برای جلب رضایت و نجات از قصاص قاتلین، به سراغ خانوادههای مقتولین میرود اما خبر ندارد که عشق پاشا و اسیدی که در دست دارد، او را هم در معرض دو راهی قصاص-گذشت قرار خواهد داد.
بازیگران: بازیها چندان قوت ندارند و اصولاً فیلمنامه به شکلی نوشته شده که نمیتوان انتظارِ بازیهای خیرهکننده از نقشهای اصلی داشت. بهترین بازی نوید محمدزاده در ابد و یک روز اتفاق افتاد و در اینجا هم به مانند خشم و هیاهو بازی متفاوتی نداشت مابقی بازیگران هم به همین صورت: باران کوثری، مریم پالیزبان و بهناز جعفری.
نقطه قوت: هرچند، فیلم حال و هوای پرونده جنجالی آمنه را دارد؛ اما کارگردان، بدونِ اضافهگویی و گزافگویی از همان اول فیلم قصهاش را تعریف میکند و این نشان از هنرِ روایتگویی دارد. آفتی که در فیلمهای امسال جشنواره وجود داشت همین شاخ و برگ دادنِ بیجهت به قصههای فرعی بود، طوری که گاه قصه اصلی به حاشیه رانده میشد. با اینحال، نمیتوان از بعضی دیالوگهای شعارزده گذشت: دیالوگهایی که گاه نشان از کجسلیقهگی کارگردان دارد. این که از زبان یکی از شخصیتهای مذهبی فیلم بعضی اصطلاحات از جمله کلمه دلواپس بیرون بپرد خود گواه آن است که درمیشیان اساساً دوست دارد فیلمش را به حاشیه ببرد و برای خود جنجال بسازد. در لانتوری، هر چقدر، چالش مریم برای گذشت و قصاص خوب درآمده اما عشقِ پاشا به مریم به شدت دمدستی و مبتدیانه پرداخت شده: به گونهای که بعد از اسیدپاشی، مخاطب از خودش میپرسد چرا؟ اگر بنای اسیدپاشی بخاطر شخصیت بزهکار پاشا باشد باز هم منطقی نیست؛ چون پاشایی که به کودکان بیسرپرست کمک میکند و احساسیست نمیتوان او را به شکل مجرمی که جرم و جنایت در گوشت و استخوانش رخنه کرده تصور کرد. اگر حتی دلیل اسیدپاشی روانی بودن پاشا باشد باز هم نشانهای در فیلم وجود ندارد. البته اگر حرف زدن با خود در زندان را نشانه ندانیم! با این حال، هدف اصلی برای کارگردان قرار دادن مریم در دو راهی اخلاقیِ قصاص-گذشت بوده و همین باعث شده آنچنان توجهی به نحوهی پرداختِ عشق و علاقهی پاشا نداشته باشد. در جرمشناسی اصطلاحی هست تحت عنوان «جرمشناسی مجرمین» با این مضمون که عدهای از مجرمین دور هم جمع شدند و گفتند تا پیش از این یک عدهای که در طول عمرشان با زندان و جرم و جنایت سر و کار نداشتهاند در باره علت جرم تز دادهاند در حالی که خودِ ما مجرمین صلاحیت بیشتری برای نظر دادن داریم. حال، در فیلم به نوعی همین اتفاق میافتد مریمی که مخالف قصاص است، مریمی که از خانوداههای اولیای دم خواستار عفو است، مریمی که معتقد است خشونت را نباید با خشونت پاسخ داد؛ خودش در جایگاه قربانی مصرانه خواستار اجرای قصاص است و همین زمینهی اصلی فیلمنامه را شکل میدهد که به گمانم به درستی از آب و گل درآمده. در سینمای ایران، کمتر دیده شده که به بحث قصاص عضو پرداخته شود و در سالهای اخیر بیش از همه قصاص نفس در صدر موضوعِ فیلمها بود. انگشت گذاشتن بر اسیدپاشی و پرسشهایی که این فیلم در ذهن مخاطب ایجاد میکند دستکم در زمان اکران عمومی، میتواند ثمرات ارزندهای برای دستگاه قضا و قربانیان اسیدپاشی داشته باشد چون همواره دست قضات برای دادن حکم به قصاص در اسیدپاشی میلرزد و دلیل آن هم دشواری برابری و یکسانی در اجرای آن است. نکته آخر اینکه، اصطلاحی هست تحت عنوان سندرم استکهلم؛ در این سندرم گروگان، با گروگانگیر رابطه حسی و عاطفی برقرار میکند [فیلم بعد از ظهر سگی را به یاد بیاورید] حالا در سینمای ایران به گونهای دیگر این سندرم اتفاق میافتد یعنی مخاطب باید با مجرم ارتباط برقرار کند و برایش دل بسوزاند آن هم مجرمی که به عریانترین حالت ممکن مرتکب جرایم خیابانی میشود. اینگونه روایتپردازی، ثمری جز تطهیر جرم و جنایت در ذهن مخاطب ندارد.
تدوین و گریم: فیلم از ابتدا تا انتها با عکسبرداری و صدای فلش دوربین روایت میشود؛ گو اینکه مریم در مقام عکاس شروع به نقل داستان میکند. حال، تدوین هایده صفی یاری از همان سکانس نخست بینظیر است و کمک فراوانی به قالب مستندگوی فیلم میکند. از طرفی، گریمِ قربانی اسیدپاشی هم به خوبی طراحی و اجرا شده و همین صراحت در نشان دادن چهرهی بزهدیده از قضا به یکی از نقاط قوت فیلم بدل شده است.
نمرهی من: از ده، شش میدهم.
پ.ن: برای اولینبار و شاید آخرینبار در عمرم ساعت دو شب (سانس فوقالعاده) به سینما رفتم و فیلم تا ساعت چهار صبح طول کشید؛ در نوع خود تجربه بکری به حساب میآید و حسن ختامِ جذابی شد برای جشنواره امسال.
این سو...ما را در سایت این سو دنبال میکنید
برچسب: 4,4422,c,4,444 bc,4,44 rifle,4,44 marlin,4 44 last day on earth,4 44 meaning,4,44,444,4 44,4,44 the avenue coburg,4 44 magnum, نویسنده: بازدید: 126