شده تا حالا هی دستاتو بشوری، هی بشوری؟! بازم فکر کنی نجسه، کثیفه، حالتو بهم میزنه و بازم بشوری؟!
بعد بازم ارضا نشی از شستن مدام دستات؟! بعد بازم بشوری! ولی بازم فایده نداشته باشه. آخر سر دلت بخواد اونقد دستاتو بشوری که دستات پاک بشه!؟ انگار نه انگار که دستی داشتی از اول؛ بعد تازه وقتی به اینجا رسیدی و شروع کردی به اینا فکر کنی؛ حس کنی خل شدی، تنت داره یخ میزنه، آب گلوتو نمیتونی قورت بدی، قلبت با دور تند میزنه، حالت تهوع داری، هی بگی عه عه عه...
حالا دیگه فیتیلهی نَفَسِت، کامل کامل پایین کشیده شده؛ نه! اصلاً خاموش شده، تازه میشینی یه گوشه، کز میکنی، زل میزنی به دیوار و شروع میکنی مثِ یه بچهی دو روزه همون انگشتای نجسِ سطرِ اولو میمکی.
ما را در سایت این سو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 120