دلم لک زده برای قدیمترها. نه اینکه اهل خاطرهبازی باشم، نه! خوبی قدیمترها، آن بود که بچه بودم. نه اینکه، کودکی همهچیزش رو به راه بود، نه! راستش، دلم تنگ شده برای آن بخش از مغزِ کودکیام، که منشأ لذت و سرخوشی بود؛ یکجور نشئهگی و سَبُکی: مثل قاصدکی که با دستهای نسیمی ملایم، در دشتی سبز، هوا را میشکافد و پیش میرود.
همه خوبی کودکی، همان بخش از مغز بود که غم، شکست و تلخی را چندان نمیفهمید.
تا اینجا، حرفهای عین را نفهمیدم. همینطور هاج و واج نگاهش میکردم. متوجه نگاه مبهوتم شد و ادامه داد:
مثلاً آن روز که در سه سالگی، با پدرم به سینما رفتم، ساندویچ داخل سینما خوشمزهترینِ غذای دنیا بود، و آن فیلم که نمیدانم چه فیلمی بود، بهترین فیلم تاریخ سینما بود. روز خوبی بود. بعدترها فهمیدم آن روز مادرم داخل بیمارستان بوده و تا پای مرگ رفته و پدرم خواسته، با سینما، بهانهگیریهایم را کم کند، اما موقعی که من غرق لذت بودم، پدرم غمگینترین آدمِ روی زمین بوده. بدترش آن لحظهای بود که با پدرم ساعتها پیاده رفتیم و گاهی من میایستادم و خاکبازی میکردم و آخ که چه کیفی داشت. چند سالی که گذشت، فهمیدم آن پیاده رفتن بخاطر جیب خالی پدرم بود که پول کرایه نداشت.
آن شب، عین بغضش گرفت و بیشتر ادامه نداد.اما وقتی هفته قبل داشتم فیلم «زندگی زیباست» را نگاه میکردم و آنجایی که گوییدو با پسربچهاش، وارد اردوگاه کار اجباری میشود و پسربچه، غافل از دنیای بزرگترها، اردوگاه را به شکل یک بازی کودکانه میبیند که قرار است به مناسبت تولدش یک تانک واقعی کادو بگیرد، حرفهای عین دوباره توی کلهام شروع به چرخیدن کرد.
بله، عین درست میگفت. راستش، الان که دارم به حرفهایش فکر میکنم، دل من هم لک زده برای قدیمترها. مخصوصاً این روزها که نقش فرشها و ترک دیوار و خراش روی در و تعداد کاشیهای خانه را از برم، اگر به مغز کودکیام مراجعه کنم، به من خواهد گفت که کرونا یک بازیست تا مدرسهها تعطیل شود، نه مشقی، نه استرس امتحانی نه اضطراب کش آمدنِ غروبهای جمعه؛ و خب، چه چیزی بهتر از این: شب تا دیروقت بیداری و صبح، تا لنگ ظهر خوابیدن. ولی، حالا آن بخش از مغزم، کاملاً پاک شده و در این روزهای پریشانی و حیرانی، قرصهای رنگارنگ افسردگی بیشتر خودی نشان میدهد تا جعبه مدادرنگی.
عین عزیزم، تنها نیستی، من، ما و همه و همه دلمان، لک زده برای قدیمترها ...
این سو...ما را در سایت این سو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144